سلام به همه دوستان گل و گلابم .. خوب امروز چه خبر .. من كه بي حالم .. اما در كل روز خوبي در پيش داشتم .. امدم با پيام توك كيو جونگ و پيام يون سنگ … پدرم در امد موقع ترجمه اگه بد شده پيام يون سنگ به بزرگي خودتون ببخشيد .. تلاش خودم كردم … خوب يه توضيح بدم در مورد پيام يون سنگ … ايشون  با تاريخ 14 ژانيويه 2007 اشاره مي كنن و واقع چند روز اخير رو مي خوان با اون جريان ك روي صحنه با كيو جونگ گريه كردن .. توضيح بده .. هي يه كم قاطي گفته اما هي خيلي غمگين بچه ام .. خوب براي ديدن پيام ها با ما همراه باشيد ….

Credit: 완두콩별소녀 SS601- ss501dspenter
English Translation: SS501fighting
Persion Translation and editing : kimiya . Neghin / Its

The rain came down … When the evil flows .. I’m with you .. I think .. 

I’ll stay … Ha ha ha!! Having a little rest after LASIK surgery ^^

uriah heep … rain… my favorite songs recently … now listening all the time !! ^^

I play it when the rain came down.. it’s a good song.. Mmm..!!!! 

rain rain rain.. in my tears… Measuring carefully my years ~~~ 

I am writing and does not come up,… ahi really!! humhum!! 

It’s raining outside But that’s not unusual 

Wow, right… 

Thank you for writing …. Good to know you!!  Too!! 

happening to sleep… big (don’t understand this part) .. T keep thundering!! heehee 

But everybody not sleeping? ^^ 

Ohya Come on sleep all ~~

I’ll got beautiful dream decorated in dream yoyoyoyoyoyo hehe!!!! 

Will sleep will sleep will sleep will sleep will sleepwill sleep 

It’s raining it’s raining .. heeheehee Beauties good night yo ohohoh ^^ ha 

Good song ahahahaha ~~~~ I’m going to sleep good night hehe ^^ 

Love!! Smell!! Violet !! I do not know I am hard to keep up difficult things repeatedly 

bye bye ^^ thank you as always!! Yeah !!!~~~~~~ firing~~ 

باران داره فرود مي ياد .. و قتي شر شر آن در جريان هست .. من با شما هستم .. و فكر مي كنم ..

من مي مانم .. ها ها ها .. پس از كمي استراحت  بعد از عمل ليرزيك (( توضيح كيو جونگ هم ليزريك كرده اما نه زياد شماره چشمش پايين آورده ))

رين .. ((uriah heep ))  آهنگ هاي مورد علاقه من هستن اخيرا .. دارم هم الان و هر زمان گوش مي دهم .

من آن بازي را دوست دارم وقتي باران مي بارد . ترانه  خوبي هست .. اوممممممم .

باران باران باران .. در اشك هاي من .. چقدر گذشته از سال هاي من …

مي نويسم اما چرا نمي آيد .. آه .. واقعا !! اوهم اوهم

باران مي بارد در بيرون اما اين چيزي غير معمول نيست .

واي .. راستي ..

با تشكر از همه شما براي اين نوشته ها .. شما كه خوب مي دانيد . خيلي هم خوب ..

اتفاق مي افتد .. خواب هاي بزرگ (( اين قسمت رو متوجه نشدم )) .. تي يك فرياد .. هه هه هه

آيا هيچ كس نرفته بخوابه ؟؟

اوه .. يا بيا در خواب ..

من روياهاي زيبا تزيين شده در رويام مي بينم .. يو يو يو هه هه هه !!!

خواب  خواب خواب خواب .. خواب خواهد آمد ..

باران مي آيد باران مي آيد .. به شب زيبايي مي بخشد .. اوه اوه اوه .. هه هه هه

آهنگي خوبي هست .. هه هه  .. من قصد دارم در اين شب خوب بخوابم .. ها ها ها

عشق و بوي خوش و ويولت .. من مي دانم سخت هست نگه داشتن چيزهايي  … چه مشكل هست  بارها و بارها

خداحافظ خداحافظ .. با تشكر از همه شما .. آره …  در رفتم …

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

Credit: SS501 Dspenter
English Translation: jacinthoriya
Persion Translation and editing : Neghin / Its

2007.1.14 2010-07-17 오후 5:56:32

2007. 1. 14..

무대 올라가기전…

 

«형~ 난 세상의 날개를 들으면 이상하게 우리 얘기같아..;;»

«그래..? 나도 왠지모르게 슬프긴해..»

«그래서 그런지.. 그 노래 들으면 눈물 날거 같아.. 특히 형이 부르는 브릿지 부분…»

 

마지막.. 앵콜 곡..

 

«힘이 들면 쉬어요.. 지친 날개 잠시 접어 두고…

그대 웃어봐요… 보이나요…

작은 촛불같은 그세상…»

 

«기억해요… 우리….. 하늘을…. 날죠……

자..유…로..운..세상..과..그.. 꿈.. 을 위..해…………….»

 

나는 느꼈다.. 그 친구는 울고 있다는 것을…

아무도 눈치 채지 못한채.. 나혼자만 느끼고 있었다…

무대에 올라서기전 우리가 했던 말들이…

순간 뇌리속을 스쳐지나갔다…

그리고는…

 

«할 수 있죠… 늘… 꿈..꿔……………»

 

나도 모르게…눈물이 왈칵 쏟아져 나왔다….

그냥 노래 가사말에 눈물보단.. 또 다른 의미가 있었다….

 

«행복한 웃음…. 가득한 곳……. 만…들…수…….있……..죠…»

 

우리는 가수이기에.. 멋진 무대와.. 멋진 모습만을 추구했다…

하지만 현실은 그러하지 않았다…

우리가 하고싶은거에 대한 제약은 많았다…

 

노래에서 우리는 하늘을 날고 있다라고 표현하지만…

현실의 우리 모습은 그러하지 못했기에…

할수 있다라고 표현하지만… 우리는 그러지 못했기에…

우리의 노래를 듣고.. 우리의 무대를 보고 있는 사람들에게…

미안한 마음에… 차마.. 고개를 들지 못한채..

눈물만 보이게 된것이다…

 

그때 그 눈물의 의미를 … 아마.. 아무도… 지금 이순간까지도..

알고 있던 사람은…

눈물을 보인 우리 두사람 뿐일것이다…

 

3년 반이 지난… 2007년 1월 14일…

마지막 노래를 부르며… 흘렸던 눈물의 의미…

 

마지막까지 마이크를 꽉 쥐고.. 눈물을 흘리며..

움직이지도 않았던 이유는…

 

마이크는 내 평생 함께할 물건이라는걸 알려주고 싶었고..

죽을때까지 노래하겠다라는 의미를 전달하고 있었다…

그리고 꼭.. 한마디 하고 싶은 말이 있었다..

하지만 자꾸 눈물이 나와… 차마 입 밖으로 꺼내질 못했다…

 

그때 그 눈물의 의미….

 

‹부족한 무대를 보이는 우리였는데… 미안해요…

그리고 부족한 우리의 무대를.. 즐겨줘서 고마워요…› 

Before standing on stage

«Hyung~ I felt weird listening to Wings Of The World, it sounds as if it is protraying us…»
«Is it…? I also felt sad without any reason…»
«That’s why… Listening to the song, (I) felt like crying… especially the bridge part where Hyung sang…»

At last…. Encore… Song…

“Rest if you are tired… Keep your tired wings for the time being…”
“Smile… (and you’ll be able) to see…”
“Like a little candle light of the world…”
====(«Wings of the world» lyrics)

“Please remember… we are… flying towards… the sky…
Facing… freedom… world… because of… goal…”

I can feel… that friend was crying…
No one realized it… only me felt it…
The words that we said before stepping on the stage…
Appeared in my mind for that moment…
and…

“Able to do it… Always… dream……”
I can no longer control… tears just flow non stop of a sudden
Comparing the lyrics with the tears… actually there are other meanings

“Able to create… Full of… Happiness… place”

As a singer… Only expect… Prefect stage… and handsome looks
But the reality does not seems so…
What we want to do are so restricted

Though the song describe that we are flying towards the sky…
But we can’t do that in reality…
Though description said we can do it… but we can’t…
Seriously… can’t raise (my) head with that apologetic heart…

The meaning of the tears at that time… maybe… maybe… until now is…
Understandable…
Only we two saw the tears…

3 and half years had past… 14 January 2007
Singing the last song… the meaning of tears flowing

At the last moment on the stage, holding on to the microphone tightly… tears flowed
Reason for not moving is…

I want to tell everyone microphone is a thing that accompany me for life
Wish to convey the decision of me singing till death
And… must… say one sentence…
But tears always flow… Really could not say it out…

The meaning of the tears that time… 

قبل از ايستادن روي صحنه

هيونگ … من احساس عجيبي دارم هنگام گوش دادن به (( بال هاي جهاني )) .. آن را در تلفن خود گذاشته بود  بارها بارها براي ما .. آيا اون ؟؟ (( كيو جونگ ))

 من  احساس غمگيني كردم بدون هيچ دليلي … (( يون سنگ ))

به همين دليل هست   .. بعد از گوش دادن به ترانه … (( من )) احساس گريه كردم .. بخصوص در بخش پل آن كه هيونگ مي خواند …. (( كيو جونگ ))

در آخرين انكوره .. هم اين ترانه بود …

استراحت كردن اگر شما خسته هستيد … نگه داريد بال هاي خسته خود را براي باهم بودن ..

لبخندت … (( تو متوجه مي شوي  )) ..را  مي بينم …

مانند نور شمع  كم نور در دنيا …

بال هاي جهاني …. (( شعر  يون سنگ در بال هاي پرواز ))

لطفا به ياد داشته باش .. ما در حال پرواز هستيم به سوي آسمان …

براي روبرو شدن … آزادي  .. جهان .. با يك دليل .. هدفمان ..  (( شعر كيو جونگ در بال هاي پرواز ))

 

من مي توانستم احساس كنم كه دوستم گريه مي كرد …  (( يا احساس  غم مي كرد ))  (( يون سنگ ))

(( اين قسمت اول پيام مرور خاطرات يون سنگ از آن زمان هست .. پيام از زير شروع ميشود ))

 

هيچ كس آن را درك نمي كرد … فقط من آن را احساس مي كردم .

كلماتي كه ما قبل هر چيزي بايد در آن مرحله بگويم ..

در ذهنم براي لحظه ها ظاهر مي شوند …

و ….

قادر به انجام آن هستم هميشه در خواب …

من ديگر نمي توانم كنترلش كنم .. اشك هاي من متوفق نمي شوند بعد اين جريانات ناگهاني

در مقايسه با اين شعر .. اين ها اشك هستن .. در  حقيقت به خاطر معني ديگري به وجود آمدند .

 

قادر به ايجاد شادي در مكان  نيستم ..

به عنوان يك خواننده .. فقط انتظار .. مرحله ويژه .. و خوش تيپ به نظر رسيدن ..

اما آيا اين واقعيت به نظر ميرسد .. نه چندان

آنچه ما مي خواهيم چرا بايد چنان محدود شود …

 

گرچه اين ترانه توضيح ميدهد كه ما در حال پرواز هستيم به سمت آسمان ..

اما ما مي توانيم در واقعيت هم  ….

اگر چه توضيح داد : ما مي توانيم اين كار را انجام … اما واقعا ما نمي توانيم ..

به طور جدي .. نمي تواند .. من و قلبم احساس شرمندگي مي كند …

پس از آن زمان اشك من ميريزد .. شايد .. شايد تا الان …

قابل فهم هست …

من فقط دوبار اشك ريختم اما … الان ..

سه سال نيم گذشته تا به حال .. از 14 ژانويه 2007

آخرين بار ..  با آن آهنگ اشك من روان شده بود ..

در آخرين لحظه در آن صحنه .. با ميكروفوني كه در دستم بود شديدا اشك من سرازير شد ..

علت آن حركت را نمي دانم ..

من مي خواهم بگويم ميكروفن در همه چيز حتي در زندگي من را همراهي كرد .

اي كاش براي تصميم گيري هم اين آواز كمك مي كرد …

و .. بايد ….  فقط مي گويند اين يك جمله را …

اما اشك هميشه در جريان هست .. واقعا مي توان به آن نه گفت …

معني اشك فقط آن زمان مشخص ميشود …